درس هشتم / فارسی سوم راهنمایی
معنی : آگاه باش که هرچه در جهان هستی وجود دارد ، همه را خداوند بلند مرتبه ، آفریده است. آسمان و آفتاب و ماه و ستارگاه و زمین و آنچه بر روی زمین است مانند کوه و بیابان و رودخانه و آنچه در کوه هاست از سنگ های قیمتی و معدن ها و آنچه بر روی زمین وجود دارد از گیاهان گوناگون و آنچه در خشکی و دریا وجود دارد از انواع حیوانات و آنچه که در میان آسمان و زمین است ، مانند ابر و باران و برف و تگرگ و رعد و برق و رنگین کمان و نشانه هایی که در هوا آشکار می شود ، همه ، شگفتی های آفرینش خداوند بلند مرتبه است و این ها نشانه هایی از خداوند بلند مرتبه است که به تو فرمان داده است که در آنها نگاه کنی . پس در این نشانه های خداوند ، فکر و اندیشه کن
لغت : بدان : آگاه باش / صنع : آفرینش : تعالی : بلند مرتبه / نهرها : جوی ها ، رودخانه ها / جواهر : جمع جوهر ، گوهر ها /معادن : جمع معدن / نباتات : جمع نبات ، گیاهان / بر : خشکی / بحر : دریا / میغ
: ابر / رعد : صدای ابرها / قوس و قزح : رنگین کمان / علامات : جمع علامت ،
نشانه ها / عجایب : جمع عجیبه ، شگفتی ها / آیات : جمع آیه ، نشانه ها /
تفکر : فکر کردن
آرایه ها : آسمان ، آفتاب ، ماه و ستارگان : مراعات نظیر ( در این قسمت ، شبکه معنایی ، پشت سر هم به کار رفته اند.) / آسمان و زمین و بر و بحر : تضاد (7) این دلالیل قدرت در آسمان و زمین ، موجب بصیرت و تذکر هر بنده است
-نکته دستوری : « وی » در « بر وی است » ، ضمیر شخصی است که به زمین ، بر می گردد. این کاربرد ، قدیمی است و در گذشته برای غیر انسان ، از ضمیر شخصی استفاده می کردند
معنی : به زمین نگاه کن که { خداوند } چگونه آن را مانند فرشی برای تو ساخته و اطراف آن را وسیع ، گسترده است و از زیر سنگها محکم ، آبهای گوارا ، جاری کرده است ، که بر روی زمین ، جاری می شود و اندک اندک از زیر زمین بیرون می آید و به هنگام بهار ، نگاه کن زمین ، چگونه زمین زنده و شاداب می شود همانند پارچه ای ابریشمی ، رنگارنگ و زیبا می شود . بلکه هزار رنگ می شود
لغت : بساط : فرش ، گستردنی ، هر چیزی گستردنی مانند فرش و سفره / جوانب : جمع جانب ، اطراف ، کناره ها / فراخ : گشادی ، وسعت ، گسترده / سخت : محکم / لطیف : خوش گوار / روان : جاری / دیبا : پارچه ی ابریشمین رنگین / بلکه : اضافه بر این ، علاوه بر این
آرایه ها : زمین و آسمان : مراعات نظیر / چون دیبا : تشبیه
نکته دستوری: ویژگی نثر های کهن ، در این عبارت کاملاً ، آشکار است-
1-کوتاهی جمله ها : در زمین نگاه کن / چگونه بساط تو ساخته است / جوانب وی فراخ گسترانیده
...2-فراوانی فعل ها : نگاه کن / ساخته است / گسترانیده / کرده / می رود / می آید و
... -تکرار فعل ها و بر خی کلمه ها : زمین / شود / کن / چگونه و3
معنی : اگر داخل خانه ای بروی که نقّاشی و گچ بری کرده باشند ، زمان زیادی ، آن را وصف می کنی و ز آن کار ف تعجّب می کنی در حالی که همیشه در خانه ی خدا ( دنیا ) هستی و اصلاً عجّب نمی کنی و این دنیا ، خانه یخداست و فرش آن ، زمنی است و سقف بی ستون آن آسمان است که این ، بسیار عجیب است و چراغ آن ف ماه است و شعله ی آن ، خورشید و چراغدان هایش ستارگان هستند و تو از شگفتی های این دنیا ، بی خبری ، زیرا دنیا بسیار بزرگ اس و تو کوتاه نظری و زیبایی ها و بزرگی های آن را ، درک نمی کنی
لغت : شوی : بروی / نقش : نقّاشی / کنده کرده باشند : کنده کاری کرده باشند / ضفت : وصف کردن / قندیل : چراغ آویز ، چراغدان / غافل : بی خبر / مختصر : کم و کوتاه ، ناچیز
آرایه ها : خانه ی خدا ( در خانه ی خدایی ) : استعاره از دنیا / سقف : استعاره از آسمان / بزرگ و مختصر : تضاد / عالم به خانه ، زمین به فرش ف ماه به چراغ و آفتاب به شعله و قندیل به ستاره ، تشبیه شده است
معنی : به پرندگان آسمان و حشره های روی زمین نگاه کن که هر یک را با شکل و ظاهیری متفاوت آفریده و هر کدام از دیگری بهتر و زیبا تر است . آن چه که لازم بود به هر یک (موجودات ) داده و به هر کدام ، یاد داده که چگونه غذا به دست بیاورد و بچّه را نگاه دارد تا بزرگ بشود و چگونه لانه ی خود را بسازد . به مورچه نگاه کن که چگونه در زمان مناسب غذایش را جمع می کند
لغت : مرغان هوا : پرندگان آسمان / نیکوتر : زیبا تر ، خوب تر / آشیان : لانه
معنی : ی انسان ، مثل تو در این دنیا ، مثل مورچه ای است که در قصر پادشاهی ، لانه دارد و جز غذا و یارن خویش به چیز دیگری فکر نمی کند و از زیبایی قصر و غلامان و تخت پادشاه ، باخبر نیست . اگر می خواهی در حدّ و اندازه ی مورچه باشی ، در همان حد باقی بمان و اگر نمی خواهی مثل مورچه باشی به تو اجازه داده اند که در باغ شناخت خداوند بلند مرتبه ، تماشا کنی و از ...پس از چشم باز کن تا شگفتی های جهان را ببینی که شگفت زده و حیران شوی
لغت : مثل : وصف حال ، داستان ، به عنوان مثال / مَلِک : پادشاه / جمال : زیبایی / سریر : تخت ، اورنگ / مُلک : پادشاهی ، مملکت / مدهوش : سرگشته ، سرگردان / متحیّر : حیران ، سرگردان
آرایه ها : مثل تو : شبیه و تمثیل / قصر و مَلِک و غلام : مراعات نظیر / بستان معرفت : تشبیه / بستان معرفت : استعاره از دنیا
نکته دستوری : مرجع ضمیر « وی » مَلِک است
از کتاب : کیمیای سعادت محمّد غزالی
خود ارزیابی-
1-منظور از واژه ی آیات در جمله ی « پس اندر این آیات تفکّر کن » چیست ؟ نشانه ها و پدیده های عالم هستی
2-عبارت « هر یکی را آن چه به کار باید ، داد » را توضیح دهید. هر کدام ازموجودات آن چه لازم بوده ، داده است
3-بند پایانی درس ( و مثل تو چون مورچه ای ... ) چه ارتباطی با درک شگفتی های هستی دارد ؟ این که انسان مثل ، مورچه ای است که آگر در آیات الهی و موجودات اطراف خود تفکّر نکند ، قادر به شناخت عظمت آفرینش و شگفتی های عالم هستی نخواهد بود
.............. 4-به عهده دانش آموز
دانش های زبانی و ادبی-
نکته اول : نثر های کهن فارسی مثل کیمیای سعادت و کلیله و دمنه ویژگی هایی دارند که باعث شده تا متن آنها دل نشین ، قابل فهم و ماندگار باشد و با ذهن و روح خواننده ارتباط برقرار کند . مهم ترین و یژگی های نثر کهن عبارتند از 1 - کوتاهی جملات 2- زیادی فعل ها 3- تکرار فعل ها و کلمات 4- جابه جایی ارکان
نکته دوم : اگر در شعر یا نثری ، چندین مراعات نظیر یا تناسب داشته باشیم که با هم ارتباط داشته باشند به مجموعه ی آن ها « زنجیره یا شبکه معنای ی » گویند مثلا در بند اول درس ، کوه و بیابان و شهر تناسب یا مراعات نظیر دارند و میغ و باران و برف و تگرگ نیز با یکدیگر تناسب دارند که این دو با هم یک شبکه معنایی گسترده ای درست کرده اند
کار گروهی-
1-درباره زیبایی های دیگر آفرینش که در کتاب های دیگر به وِیژه قرآن خوانده یا شنیده اید ، گفت و گو کنید
مطالعه و پژوهش-
هر کار پژوهشی و تحقیقی ، چند مرحله دارد . وقتی تصمیم به نوشتن یک کار تحقیقی داریم باید این مراحل را طی کنیم
1-طرح ریزی اوّلیّه : در این مرحله باید از خود بپرسیم : قرار است چه بنویسیم ف به کدام منابع مراجعه کنیم ، در چه مدّتی نوشته خود را به پایان ببرم ، چه مقدار بنویسیم و برای چه کسی یا کسانی بنویسیم
2-نکات مهم در نوشتن : در مرحله دوم ، مسائل مهم در نوشتن مانند یادداشت برداری از منابع و شیوه ی نگارش ، مطرح می شود. رعایت قواعد نشانه گذاری در این مرحله بسیار مهم است
3-تنظیم و پاک نویس نوشته : پس از یادداشت برداری یا مصاحبه کردن ، مطالب نوشته شده را پاک نویس و در صورت ممکن ، تایپ می کنیم . یادمان باشد نوشته مان را چند بار بخوانیم و اصلاح کنیم و منابعی را که استفاده کرده ایم، ذکر کنیم.
نوشتن-
-متن های کهن زیر را به نثر امروزی برگردانید4
- باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان عمت بی دریغش همه جا کشیده . ( گلستان سعدی)
معنی : باران رحمت بی کران الهی ، به همه رسیده و سفره ی نعمتش بدون مضایقه ف همه جا گسترده است
- بزرگی را پرسیدند که دل ، کی خوش بود ؟ گفت ک آن وقت که او در دل ما بود. ( کشف الاسرار میبدی)
معنی : از بزرگی پرسیدند که دل آدمی کی شاد است ؟ گفت وقتی که [ یاد] خدا در دل باشد
5-انشاء : بهره گیری از بشکه معنایی متناسب با موضوع انشاء بر زیبایی متن می افزاید
متن انشا می تواند گزارشی از شنیده ها ، دیده ها ، مطالعات یا حاصل گردش علمی و دقّت در طبیعت باشد
پژوهش : درباره ی ویژگی های نثر درس ششم ( موش و گربه ) تحقیقی کنید و خلاصه ای از آن را به کلاس ارائه دهید
«1-کاربرد « ی » استمراری : « صیّادان ، آن جا بسیار آمدندی
2-کوتاهی جملات : « بومی قصد او داشت. بترسید و اندیشید که اگر باز گردم ، راسو در من آویزد
3-استفاده از صفت مبهم به جای صفت اشاره : « آورده اند که در اطراف فلان شهر درختی بود
کار برد « مگر » به معنای شاید : « ... مگر نیّت بدل کردی و می اندیشی ؟ 4-
5-استعمال « گرفت » به معنای « شروع کردن » یا « آغاز کردن » : « موش به آهستگی ، بندها بریدن گرفت
شعر خوانی
بیشه نور
هشت کتاب ، سهراب سپهری
معنی : چه دشت های وسیع و چه کوههای بلندی ! من در این سرزمین (دنیا) به دنبال چیزی می گشتم . شاد به دنبال آرامش ، صفا و زیبایی می گشتم
نکته دستور : دشت هایی چه فراخ ! و کوه هایی چه بلند : دو جمله تعجّبی ( عاطفی ) است
معنی : کنار نیستانی ماندم ، باد می وزید ، گوش دادم : چه کسی با من حرفت می زد ؟ ( شاعر در این جا بع معنویّت و طبیعت اشاره دارد ، یعنی پدیده های طبیعت مشغول شادمانی و حرف زدن با شاعر هستند.) به راه خودم ادامه دادم و در سر راهم یونجه زاری را دیدم ، کنار جوی آبی ، کفش هایم را در آوردم و پاهایم را در آب گذاشتم و لطافت و پاکی طبیعت را حس کردم : من امروز چقدر شاداب هستم ! و چه قدر جسمم آگاه و هوشیار است ! نکند ناگهان غم و اندوهی از پشت کوه برسد. چه کسی در پشت درختان مخفی شده است ؟
لغت : یونجه : نوعی علف / گیوه : نوعی کفش
معنی : الان ، ظهر تابستان است و مهربانی و میل به زندگی و اعتقاد قلبی هم وجود داد. به درستی که باید با عشق و محبّت زندگی کرد. وجود من سرشار از نور معرفت و آرامش و لطافت است و آن چنان بی قرارم که می خواهم تا انتهای دشت بدوم و تا بالای کوه بروم ، زیرا طبیعت و زیبایی های آن مرا به خود می خواند
توجه : شاعر وجود خود را سرشار از زیبایی های طبیعت می داند و صداهای موجود در طبیعت را به وسیله ی تبش قلبش احساس می کند
تاریخ ادبیات -
سهراب سپهری : (1359 - 1307 ه.ش ) شاعر و نقاش مشهور معاصر در کاشان ولادت یافت. او را می توان از نخستین کسانی دانست که راه نیما را شناخت و به پیروی از او پرداخت . نخستین مجموعه ی شعر نیمایی سپهری به نام « مرگ رنگ » در سال 1330 منتشر شد . آخرین مجموعه ی اشعار او ماهیچ ما نگاه » همراه با دیگر اشعارش در مجموعه ای به نام » منتشر شد
حکایت -
نوع نثر : بینابین ؛هم ساده هم فنّی) )
از کتاب : تاریخ بیهقی ، ابوالفضل بیهقی قرن پنجم) )
- روز شنبه نهم ما رجب ، میان دو نماز ، بارانیک خرد خرد می بارید ، چنان که زمین ترگونه می کرد و گروهی از گله داران ، در میان رود ، فرود آمده بودند و گوسفندان بدان جا بداشته ، هرچند گفتند از آن جا برخیزید که ، محال بود بر گذر سیل بودن ، فرمان نمی بردند تا باران ، قوی شد.
معنی : روز شنبه ، نهم ماه رجب ، بین نماز ظهر و عصر ، باران ، نم نم می بارید ، طوری که زمین را خیس می کرد و گروهی از چوپانان در میان رودخانه آمده بودند و گوسفندان را در آن جا نگه داشتند. هر چه به آن ها گفتند که از آنجا بلند شوید که کار غیر ممکن و بیهوده ای است در مسیر سیل قرار گرفتن ، گوش نمی کردند تا این که باران شدید تر شد
لغت : دو نماز : ظهر و عصر / بارانکی : باران کمی / ترگونه : اندکی خیس / محال : غیر ممکن / گذر : مسیر / قوی : شدید
نکته دستوری : خرد خرد : قید / « ک » در بارانک ، پسوند تصغیر ( کوچکی ) است
- کاهل وار برخاستند و خویشتن را به پای دیوار افکندند و نهفتی جستند و بیارامیدند و هم خطا بود که بر گذر سیل بودند
معنی : با تنبلی و سستی بلند شدند و خودشان را به کنار دیوار رساندند و پناهگاهی یافتند و استراحت کردند که این کارشان هم اشتباه بود زیرا در مسیر سیل قرار گرفتند...
لغت : کاهل وار : از روی تنبلی ، مانند تنبلی / نهفتی : پناهگاهی / گذر : مسیر
نکته دستوری : کاهل وار : مشتق کاهل + پسوند شباهت - وار) )
- پاسی از شب گذشته بود ، سیل در رسید که اقرار دادند پیران کهن که بر آن جمله ، یاد ندارند و درخت کنده ، می آورد . گلّه داران بجستند و سیل ، گوسفندان را در ربود. این سیل بزرگ ، مردمان را چندان زیان کرد که در حساب هیچ شمارگیر ، در نیاید.
معنی : بخشی از شب گشته بود که سیلی آمد که پیران کهنسال اعتراف کردند که این گونه سیل را به یاد ندارند. سیل ، درخت هایی را که از ریشه کنده بود با خود حمل می کرد. چوپانان ، گریختند، فرار کردند) ) و سیل ، گوسفندان را با خود برد . این سیل بزرگ ، به مردم آن قدر ضرر زد که هیچ حسابداری نمی تواند آن ضرر و زیان را حساب کند
لغت : پاسی : بخشی از شب یا روز / اقرار : اعتراف / بر آن جمله : آن گونه ، آنچنان / بجستند : گریختند ، فرار کردند / چندان : آن قدر ، آن اندازه /شماره گیر : حساب گر
نکته دستوری : در رسید : فعل پیشوندی